PDF/EPUB multi channel.co ô روز اول قبر eBook ´ روز اول Kindle -

Best Books روز اول قبر By Sadegh Chubak This is very good and becomes the main topic to read the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book روز اول قبر essay by Sadegh Chubak Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you


10 thoughts on “روز اول قبر

  1. says:

    Rooze Avale Ghabr The First Day in the Grave Sadegh ChubakFirst published 1965 rooze avale ghabr The First Day in the Grave by Sadegh Chubak is a collection of short stories and one play in three acts The stories generally focus on the seamier side of life and the depiction of characters from the unfortunate classesتاریخ نخستین خوانش روز بیست و هشتم ماه آوریل سال 1975 میلادیعنوان روز اول قبر؛ نویسنده صادق چوبک؛ تاریخ انتشار 1344 هجری خورشیدی؛ در 174 ص؛مجموعه روز اول قبر «گورکن»، «چشم شیشه ای»، «دسته گل»، «یک چیز خاکستری»، «پاچه خیزک»، «روز اول قبر»، «همراه»، «عروسک فروشی»، «یک شب بیخوابی»، همراهبه شیوه ای دیگر»، هفخط نمایشاداستان کوتاه «روز اول قبر»، داستان یکی از بعد از ظهرهایِ پاییزیِ «حاج معتمدِ» هشتاد، نود ساله، است پیر مردی مالدار و نامدار که ثروتش را از راه ظلم و کلاهبرداری، و شهرتش معتمد و یا احتمالا معتمدالدوله را هم با پول خریده است؛ و در آخر هم، سر پیری، تک و تنها در ساختمانی بزرگ در یک سمت از باغ بسیار بزرگی، زندگی می‌کند هفت پسر دارد؛ اما نه آنها با حاجی رابطه‌ ی خوبی دارند، و نه او با آنها سالی یکبار آنهم در ایام عید نوروز، با زنان و فرزندان که پیر مرد هیچ اهمیتی به هیچ کدامشان نمی‌دهد بنا به رسم، جهت دست‌بوسی می‌آیند همسرش حاجیه خانم هم، در ساختمانی در سمت دیگر باغ، جاییکه در داستان دیده نمی‌شود، سالیان سال دور از حاجی، در قلمروِ خودش زندگی می‌کند پیرمرد و پیرزن، سالیان درازی می‌شود که همدیگر را ندیده‌ اند، یا بهتر است بگوییم، چشم دیدن یکدیگر را ندارند، و هر کدام در محدوده ی بزرگی که در اختیار خود دارند، بی‌نیاز اما با کینه‌ ای‌ ژرف نسبت به دیگری زندگی می‌کنند، و تنها به واسطه ی «خان ناظر»، پیشکار خانه‌ زاد است، که کینه و نفرت آن دو کنترل می‌شود و البته ناگفته نماند، که «خان‌ ناظر» هم، ظاهراً با همین نقش میان‌دارانه‌ اش، توانسته با زرنگی و فرصت‌ طلبی، پول و پله‌ ای برای خود بهم زند در بادره ی تصویرهایی که «چوبک» از پیرمرد، و خانه و باغ و باغچه و استخرش، ارائه می‌کند در بدو امر، حکایت از یکی از وضعیت‌های روزمره ی پیرمردان پولداریست، که وقتی دیگر پایی و توش و توانی ندارند، تا همچون جوانانگی، به خوش‌گذرانی و پرسه و گشت و گذار، و بسیاری از تفریحاتی بپردازند، که در شهر داشتند، در ایام ناتوانی، و پیری، همان باغ و باغچه، و قدم زدن به دور استخر بزرگ، و بعد هم خستگی در کردن روی «تختِ خراطی‌ شده‌ ی پایه کوتاهِ مفروش با قالیچه کاشانِ زمینه لاکیِ ترنج‌دارِ ریز باف»، و سور و سات هر روزه‌‌ ی سینی چای و غلیان فتحعلی‌ شاهی بر رویش، برایشان حکم تفرجگاهی تجملی را پیدا می‌کند، که با افزون شدن سن، دلدادگی به این عادت بیشتر از پیش می‌شود و ؛ ا شربیانی