Paperback ô اهل غرق ePUB ð

اهل غرق iketabcom کتاب اهل غرق خانه آفتاب صفحه اصلی درباره ما تماس با ما سوالات متداول کتاب اهل غرق ketabnakcom رمان اهل غرق بیش از همه در شخصیت‌پردازی و فضاسازی متاثر از رئالیسم جادویی است حضور عناصر وهمی و تخیلی از قبیل پریان دریایی، غول زشت روی دریاها و نیمه انسانی بودن قهرمان اصلی داستان رمان را در زمره آثار رئالیسم جادویی SIDir | بررسي رئاليسم جادويي و تحليل رمان اهل غرق رمان اهل غرق يكي از شاخص ترين آثاري است كه در كشور ما به شيوه رئاليسم جادويي ماركز به نگارش درآمده است، بيش از همه در شخصيت پردازي و فضاسازي تحت تاثير اين شيوه است تحلیل ساختاری رمان اهل غرق | تیمور مالمیر، استاد دانشگاه رمان اهل غرق را بر اساس نظریه ی ساختاری تودوروف بررسی کرده ایم تا ضمن استخراج پی رفت ها و گزاره های داستان به پیوند طرح رمان با ژرف ساخت آن دست یابیم طرح دوبنی رئالیسم جادویی در رمان اهل غرق بر اهل غرق روانی پور معرفی کتاب اهل غرق منیرو روانی پور انتشارات قصه جفره روستایی است در بوشهر در کنار دریا با ماهیگرانی که زندگیشان وابسته به دریاست و زنانی که روی اتش نمک می پاشند تا پریان دریایی دور شوند و شوهرانشان را اسیر گیسوان آبی خود نکنند بررسی و تحلیل کهن الگوها در سه اثر داستانی معاصر اهل غرق در این رساله، سه کتاب اهل غرق منیرو روانی پور، زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور، پیکر فرهادعباس معروفی با توجه به رویکرد ترکیبی روانشناختی وپدیدارشناختی تحلیل اسطوره شناختی شده است مقالات حاوی کلیدواژه اهل غرق جویشگر علمی فارسی علم نت مقالات حاوی کلیدواژه اهل غرق کلیدواژه های هم استفاده ریالیسم جادویی منیرو روانی پور اسطوره صد سال تنهایی جادو دل فولاد رازهای سرزمین من روانی پور مولفه کولی کنار اتش تفسير رؤية الغرق في المنام ليالينا غرق السُفن يدلّ على الرزق والعمل لذا، فإن حلم الغرق لا يستدعي بالضرورة القلق، بل الحذر في مرات من الانغماس في المعاصي والذنوب على وجه التحديد شاهدي أيضاً تفسير رؤية الفأر في المنام إليكِ تفسير رؤية الغرق في المنام ت غرق شدن جوان ۲۰ساله در رودخانه زهره هندیجان | خبرگزاری صدا جوان ۲۰ساله اهل شهرستان بندر ماهشهر در رودخانه زهره هندیجان غرق شد الإجابة على الأسئلة العقائدية مركز الأبحاث العقائدية وعن أبي سعيد الخدري قال سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول إنما مثل أهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق وإنما مثل أهل بيتي فيكم مثل باب حطة في بني إسرائيل من دخله غفر له


10 thoughts on “اهل غرق

  1. says:

    عنوان اهل غرق؛ نویسنده مُنیرو روانی‌پور


  2. says:

    کتاب تقلیدی و واقعا تقلید نه استقبال است از صدسال تنهایی فضای کلی کتاب که شکل گیری و زوال یک روستای ساحلی را ترسیم میکند به روشنی تقلیدی است از صدسال تنهایی تخیل نویسنده در بعضی نقاط روشن و ستایش برانگیز است اما در شخصیت پردازی بی نهایت ضعیف عمل کرده است پی نوشت وقتی این متن را در مورد اهل غرق نوشتم، سالها از زمانی که صدسال تنهایی را خوانده بودم می گذشت حالا که برای بار دوم مشغول خواندن این رمان شگفت انگیز هستم باید بگویم اهل غرق نه حتی تقلید که یک رونویسی از صدسال تنهایی است


  3. says:

    اگرقرار باشد تبعیدم کنند به جایی دور و حق انتخاب فقط 10 کتاب داشته باشم که با خودم ببرماهل غرق قطعاً یکی از آنهاست


  4. says:

    بقیه ی آثار خانم روانی پور، تقلیدهایی نه چندان موفق از اهل غرق است هنگام خواندن این رمان، لحظه ای آرام نداشتم هر جا و هر صحنه و هر توصیف، و رنگ و فن تازه ای داشت آنچه مردم جفره را میان زمین و دریا حیران و سرگردان نگاه داشته، التهاب و اضطراب عظیمی می آفریند که تقریبن هر انسان ایرانی در هر کجای آن سرزمین با خود حمل می کند مردمانی که از زمین به دریا و از دریا به زمین پناه می برند و از هر دو سو گزیده می شوند، خدایان خود را گم کرده اند، همان گونه که فرهنگ و تاریخ خود را بسیاری از اوصاف، در حین کوتاهی تمامی ناباوری و اظطراب انسان ایرانی ست وقتی اولین رادیو اولین کلمات را می گوید؛ اینجا تهران است همه ی حاضرین این دروغ را می شناسند، چرا که آنجا جفره است زنان رمان اهل غرق، زنانی بی پیرایه و اصیل اند، کمتر جایی از شخصیت شان خدشه بر می دارد با خواندن هر جمله می دانی کیست که سخن می گوید، چیزی که در بسیاری از رمان های فارسی وجود ندارددر مورد بانوان نویسنده در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به ریویوی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛


  5. says:

    خوندن رمان توی فصل های ابتدایی به شدت برام جذاب بود و به همین اندازه توی فصل های انتهایی سخت و کسل کنندهتمام جزییاتی که مربوط به رئالیسم جادویی اش می شد برام واقعا دلنشین و جذاب بود به عنوان یه رمان ایرانی که به اعتقادات مردمِ جنوب پرداخته چیزهایی مثلآبی ها سرخ ها بوسلمه اهل غرقکه گاهی اوقات روی آب می اومدن و می خواستن برگردن ومردگان آب های خاکستری یا سبز آبی ای که عاشق مه جمال شدو دنبالش اومد به خشکی یا مدام به نوعی نجاتش می دادفلک ناز مرغ دریایی که لحظه های آخر زندگی به شکل آدم درمیادستاره که موقع تیربار مه جمال شکل مرغ دریایی می شه و آتش می گیره زمین لرزه یا همین که مرده ها قبراشون رو گم می کنن و توی راه های زمین می دون و بهم برخورد می کنن پیش بینی های مه جمال یا پسرش بهادر، وقتی توی شکم مادرش هست مادرِ آبی مه جمال و حضور مدامش کنار نوه اش بهادر مدینه و نیمه ماهی وارشکه موقع مرگ می خواد که اونو به آب بندازن یا قضیه آبی هایی که برای اومدن به خشکی پاهای آدم ها یا سایه ی آدم ها رو می گیرناستخوان های فانوس14ساله که آواز می خونن و ناله می کنن و نفرینی که بعد از اون به آینه هست که هرزنی توش نگاه کنه قطره قطره اشک می شه تا بمیرهگم شدن جنازه مه جمال سرانگشت های آبی خیجو که وقتی به روحِ مه جمال دست می زنه تا آخر عمرش پاک نمی شهتابوت زایر احمد که مرغای دریایی قبل از مرگش توی آسمون حملش می کنن ودردناک ترین صحنه های کتاب هم یکیش جایی بود که نباتی جنین اش رو توی خاک ها قایم می کنه و جایی که گلپر دختربچه ی ستاره که زود به ازدواج ابراهیم پلنگ درمیاد و شب عروسی از دردِ زیاد می میره و فردا جنازه اش رو پیچیده توی چادرشب دم خونه زایر گذاشته انمشکلی که داشتم بیشتر با روایت داستان بود یه دانای کلی که همه چیز رو حتی از آینده پیش پیش به مخاطب می گه که بعضی جاها جالب در اومده بود اما بیشتر مواقع بداون مواقع بد قسمتایی بودن که ما اون آینده ای که راوی توی فصلای قبل جلوجلو به ما گفته بود رو توی خود کتاب می خونیم لازم نبود زودتر بگهجاهای خوب هم مثل قسمتی بود که بهادر پاسپورت می گیره و می خواد بره، خب این آینده رو ما تا آخر داستان نمی دیدیم و گفتنش کاربردی بود به نوعینمی دونم چرا آخر داستان یاد صدسال تنهایی افتادمآبادی که ازبین می رهجمعی که از بین می رنخانواده ای که از هم می پاشه


  6. says:

    کتابی است خوب و روان از نویسنده ای که خوب می تواند احساسات خواننده را کنترل کند البته، همانند اکثر رمان های ایرانی کتاب کم عیبی نیست، اما با اینحال، خوب و شاید خیلی خوب استاهل غرق، پر است از جمله های خوب و ناب، که کم توی ذوق می زنند و اگر جنبه شعاری ای هم داشته باشند، از آن دسته اند که شعارشان، چیزهای متفاوت را فریاد می زنند چیزهایی که شاید در این دوره و زمانه نیازمندشان باشیمروند داستان هم این گونه است که با نوعی رئالیسم جادویی شروع می شود، و کم کم و دانسته، از بار رئالیسم جادویی به نفع رئالیسم کاسته می شود، و کسی که داستان را خوانده باشد، به خوبی متوجه می شود که این کاسته شدن یکی از نکات برجسته و مثبت داستان است


  7. says:

    این کتاب یه نمونه خوب از رئالیسم جادویی در ادبیات ایران به شمار می‌آد اوایل که خوندنش رو شروع کردم به نظرم اومد چه ظرفیت خوبی برای فیلم شدن داره البته که نه توی تلویزیون ایران ولی حوادث و شخصیت‌ها واقعا پتانسیلش رو دارن و حتا به سکانس‌هایی که توی دریا اتفاق می‌افته هم فکر کردم و دلم سوخت که این کتاب چه مهجور موندهبه جز شباهت‌هایی که بین این کتاب و صد سال تنهاییِ مارکز دیدم و خب به خاطر بومی شدن‌شون چندان توی ذوقم نزد ساختار کتاب واقعا جفت و بست محکمی داره تاثیر خرافات و آمیخته شدن‌ش با جادوی رئالیسم جادویی جذابیت فوق‌العاده‌ای به این کتاب داده جزئیات و تصویرسازی خوب و هنرمندانه‌ی نویسنده هم در شکل‌گیری ساختار خوب رمان نقش داشته‌اندشخصیت اصلی این رمان؛ مه‌جمال یه آبی آدمه که بعدها به راه مبارزه کشیده می‌شه ولی باقی شخصیت‌هام به اندازه‌ی لازم پرداخت شده‌اند، شاید کم‌رنگ شدن ارتباط اهالی روستا با بوسلمه در اواخر رمان باعث شده باشه جادویی بودن فضای رمان کم شه اما شاید بشه این مسئله رو این‌طوری توجیه کرد که اومدن تمدن به روستا و پیوند خوردن اهالی با جذابیت‌های زندگی شهری اون‌ها رو از فکر کردن به خرافاتی که از دریا و پری‌های دریایی داشتن بازداشته قبل از این کتاب، مجموعه داستان نازلیِ روانی‌پور رو خونده بودم و به‌نظرم چندان جذاب نیومد ولی بعد از پونزده صفحه خوندنِ این رمان دلم می‌خواست باقیش رو یک نفس سر بکشم بس که فضای تازه و عجیب‌وغریب و گیرایی داشت


  8. says:

    تو یک‌سوم پایانی رهاش کردمروانی‌پور تو صد صفحه‌ی اول همهٔ برگهاش رو رو می‌کنه و بعد اون همه‌ش تکرار و تکرار و تکرار تکرار در عقاید عجیب مردم جفره، خاطراتشون، رفتارشونروندی هم که رمان داره طی می‌کنه، یعنی پیوستن یک روستا با عقاید و زندگی‌ی اسطوره‌ای به دنیای متمدن، چون آخرش معلومه خیلی کند و کسل‌کننده روایت می‌شهشروع روایت، ضرباهنگ وقایع و ساخت دنیایی جادویی، احساسی و تأثیرگذار درشصت صفحهٔ اول فوق‌العاده است روانی‌پور موفق به خلق رئالیسم جادویی ی وطنی شده به نظرم اما خیلی زود سوختش تموم میشه و پیرنگ از یه طرح تکرارشونده پیروی می‌کنهاین کتاب یه مشکل خیلی بد دیگه هم دار و اون راوی فوق‌العاده حرافیه که قشنگ رو اعصابه می‌خواد همه چیز رو توضیح بده و گاهی رمان متوقف می‌شه تا نویسنده حرف‌هاش رو از دهن راوی بزنه اینجاهاست که متن تبدیل به دل نوشته میشه بیشتر


  9. says:

    این از اولین کتابهائ منیرو بود که خواندم و فکر میکنم که جزو اولین زنان بومی ایران بود که چنین زیبا دست به قلم برد و از درد زنان جنوب ایران نوشتمن افتخار این را داشتم که در خوابگاه دانشجویی زندگی کنم که خواهر منیرو هم آنجا بود ؛ در بندرعباسافسانه روانی پور باید حالا پزشک حاذقی شده باشد


  10. says:

    ابتـدای کـار دیوانـگان جهـان همـین اسـتحقـیـقتی را در جـمع کسـانی فـاش می کنـندناباوران به ریشـخنـدش می گیـرند تا آن زمـان کهخود او نیـز مشـکوک می شـود